محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

500

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( يعمل في إمرته المؤمن ) ضمير « امرته » به فاجر باز مىگردد . برخى از شارحان گفته‌اند : « منظور امام عليه السّلام آن است كه ولايت فاجر مانع از آن نيست كه مؤمن به تدبير امور دين و دنياى خويش بپردازد . » « 1 » اما به نظر مىرسد كه مراد امام عليه السّلام اعم باشد و كليه واجبات و در راس آنها امر به معروف و نهى از منكر را نيز شامل شود . در حديثى آمده است : « امر به معروف و نهى از منكر ، دو خصوصيت از اخلاق خداى متعالند و انجام آن دو ، نه اجلى را نزديك مىكند و نه از روزى انسانى مىكاهد . » « 2 » و گوياتر از آن ، در روايت ديگرى آمده است : « . . . سخن حقّى كه در برابر حاكم ظالم گفته شود » « 3 » ( و يستمتع فيها الكافر ) كافر تنها تا مدت معينى از آن چه به دست مىآورد ، بهره مىبرد و سپس از حرام‌خورى خود پشيمان خواهد شد . ( و يبلّغ اللّه فيها الأجل ) هر وعده‌اى در اين زندگى به زوال ختم مىشود و هر نعمتى - چه زود و چه دير - رفتنى است . ( و يجمع به الفيء ، و يقاتل به العدوّ ، و تأمن به السّبل ، و يؤخذ به للضعيف من القوي ) امام عليه السّلام مىخواهد بگويد كه همه اين‌ها از نعمات وجود حكومت و نظام در جامعه - از هر نوع آن - است . به عبارت ديگر امام عليه السّلام نظم را بر آشوب ترجيح مىدهد . ( حتّى يستريح برّ ) تا آن كه نيكوكار با مرگ والى بدكار يا بركنارى او يا تغيير اوضاع آسوده شود . ( و يستراح من

--> ( 1 ) . « ان امرة الفاجر لا تمنع المؤمن من اقامة الصلاة و ايتاء الزكاة » شرح نهج‌البلاغه ، محمد عبده : 1 / 91 . ( 2 ) . « و إنّ الأمر بالمعروف و النّهي عن المنكر لخلقان من خلق اللّه سبحانه و إنّهما لا يقرّبان من أجل و لا ينقصان من رزق » نهج‌البلاغه : خطبه 156 ؛ كنز العمال : 16 / 192 ، ح 44216 ، وسائل الشيعة : 16 / 134 ، ح 9 . ( 3 ) . « . . . كلمة عدل عند امام جائر » مسند أحمد : 5 / 256 ؛ المستدرك على الصحيحين : 3 / 626 ؛ المعجم الكبير : 17 / 49 .